قوآنین پآتوق                                                                      عضویت در پآتوق
 

به ✿ پآتوق دختر پسرآی تبریزی ✿ خوش آمدید.

 

 تآ بآزشدن صفحآت؛لطفاکمی صبور بآشید.



جهت اطلآع از چگونگی یآفتن همشهریآن خود در دنیآی مجآزی  اینجآ  کلیک کنید.


   

♥ ارسال کآمنت خصوصی برآی مدیر پآتوق ♥

 

در صورت تمآیل به عضویت ؛ اعلآم دآرید تآ رمز رآ برآیتآن ارسآل کنیم 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  



تاريخ : دوشنبه ۲۲ آبان۱۳۹۱ | 19:0 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |
هر چ در دل داشت بر زبان آورد
 تنها نشانش از شوخی لبخندی بود که بر لب داشت.
حرفایش مثل اهرمی دل را فشار می داد
 دردم آمد
 صدای خرد شدن دلم را می شنیدم ...
تنها اثر ناراحتی در چهره ام لبخند نداشته ام در برابر آن، به خیال خودش شوخی بود ...
 چند دقیقه ای گذشت و دلم آرام نشد ...
او که ناراحتی عمیقم را در چهره م خواند ،در جواب دل شکسته م گفت : ناراحت شدید؟ شوخی کردم

برچسب‌ها: شوخی

تاريخ : پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴ | 21:23 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

نگارا بي تو چشمم چشمه‌سار است 

همه رويم به خون دل نگار است

منم چون ماهيي بر تابه آخر

نمي‌آيي بدين گرمابه آخر؟

سه ره دارد جهان عشق اکنون  

 يکي آتش يکي اشک و يکي خون

به آتش خواستم جانم که سوزد

 چو جاي تست نتوانم که سوزد

به اشکم پاي جانان مي بشويم   

بخونم دست از جان مي بشويم

بخوردي خون جان من تمامي  

 که نوشت باد، اي يار گرامي



تاريخ : پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴ | 21:19 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

ﺧــٌــﺪﺍﯾــــــﺍ !
ﺁﻏﻮﺷـَــﺕ ﺭﺍ ﺍِﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪَﻫـــــﯽ ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ !
ﭼﯿــــﺰﯼ ﻧـَــﺪﺍﺭﻡ ..
ﺍﻣـــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻔﺘﻦ ِ ﺣﺮﻓﻬـــــﺎﯼ ﺗﻮ ؛
ﮔﻮﺵ ﺑﺴﯿــــــﺎﺭ . . .
ﻣﯽ ﺷـَــﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻐـــﺾ ﻛﻨــَــﻡ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷــَــﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﮕــــﻮﻧــﻩ ﺑﻐﺾ ﻛﻨــــﯽ . . . ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣـَــﻥ ﺑﮕﻮﯾـــَــﻡ " ﺧـﺪﺍﯾـــــﺎ "
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻟـــﻡ . . . !
ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺑﯿـــﺎﯾﯽ ؟
ﺗﻤﻨــــﺎ ﻣﯿﻜﻨـــَـﻢ


برچسب‌ها: خدایا , مناجات

تاريخ : چهارشنبه ۲۵ آذر۱۳۹۴ | 8:51 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت

من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ...

من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن،
شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت

وقتی انگشتان تو در گیسوانت می دود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت ...

اینکه چیزی نیست،گاهی دل حسادت کرده به
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت

هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می کنم حتی به قلب دشمنت

کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه
پلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت.


برچسب‌ها: شعر , حسادت , عشق

تاريخ : جمعه ۲۰ آذر۱۳۹۴ | 20:9 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»

اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها

گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها



تاريخ : سه شنبه ۱۰ آذر۱۳۹۴ | 17:6 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

 

   دلم برای کسی تنگ است که گاهی دل تنگم میشد…

  دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه داد…

  دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق میکرد…

  دلم برای کسی تنگ است که هنگام دلتنگیهام آغوشش مأمنم بود…

  دلم برای کسی تنگ است که دستانم همیشه گرمای دستانش را می طلبید…

  دلم برای کسی تنگ است که هر شب سرم شانه هایش را آرزو داشت…

 

 



تاريخ : دوشنبه ۹ آذر۱۳۹۴ | 22:24 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |
 

http://nightnama.ir/post1/uploads/3nightnama20-3-94.png


تاريخ : دوشنبه ۹ آذر۱۳۹۴ | 11:32 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |
 
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی 

وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جمع میکرد 

میذاشت رو میز معلم ؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم

 کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، 

نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه

 … قلبمونم تند تند میزد !!!

یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم

 یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …



تاريخ : دوشنبه ۹ آذر۱۳۹۴ | 11:28 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |
 


تاريخ : دوشنبه ۹ آذر۱۳۹۴ | 11:27 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |



تاريخ : دوشنبه ۹ آذر۱۳۹۴ | 11:25 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |

من یک دخترم💝

باتمام احساساته دخترونم💋

زیبایی را دوست دارم👗

شیطنت را دوست دارم

باتو زیر باران دویدن ورقصیدن را دوست دارم💑

نوازش را دوست دارم💆

 و...

اما...

خدایم را..ایمانم را..غرور و آبرویم را...

خیییلی بیشتراز اینها دوست دارم!😒

 



تاريخ : چهارشنبه ۴ آذر۱۳۹۴ | 21:42 | نویسنده : ♥:::{درسآ}:::♥ |





متشکرم 

برآی همه وقت هآیی که مرآ به خنده وآدآشتی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که به حرف هآیم گوش دآدی. 

برآی همه وقت هآیی که به من جرات و شهآمت د
آدی.

 

برآی همه وقت هآیی که مر
آ در آغوش گرفتی. 

برآی همه وقت هآیی که ب
آ من شریک شدی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که بآ من به گردش آمدی. 

برآی همه وقت هآیی که خوآستی در کنآرم ب
آشی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که به من اعتماد کردی. 

 
برآی همه وقت هآیی که مرآ تحسین کردی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که باعث رآحتی و آسایش من بودی. 

برآی همه وقت هآیی که گفتی "دوستت د
آرم"

 

 

منبع: ❀ آشنآی دل پریشآن ❀

 

 

برآی همه وقت هآیی که در فکر من بودی. 

برآی همه وقت هآیی که برآیم ش
آدی آوردی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که به تو احتیاج دآشتم و تو بآ من بودی

برآی همه وقت ه
آیی که دلتنگم بودی.

 

 

برآی همه وقت هآیی که به من دلدآری دآدی. 

برآی همه وقت هآیی که در چشمآنم نگریستی و صدآی قلبم ر
آ شنیدی.

 

 

 
به خآطر همه ی این هآ هیچ وقت فرآموش نکن که : 

لبخند من به تو یعنی " عآشقآنه دوستت می د
آرم "

 

 

آغوش من همیشه برآی تو بآز است. 

همیشه برآی گوش دآدن به حرفهآیت آمآدگی د
آرم. 

 

 

همیشه پشتیبآنت هستم

من مثل کتآبی گشوده برآیت خو
آهم بود.

 

 

منبع: ❀ آشنآی دل پریشآن ❀

 

 

فقط کآفی است چیزی از من بخوآهی ,

 

بلآفاصله از آن تو خوآهد شد. 

 

 

می خوآهم اوقآتم رآ در کنآر تو بآشم.

 
من کآملا به تو اطمینآن دآرم و تو امین من هستی.

 

 

در دنیآ تو از هرکسی برآیم مهم تر هستی. 

همیشه دوستت دآرم چه به زبآن بیآورم چه نی
آورم. 

 

 

همین الآن در فکر تو هستم. 

تو همیشه برآی من شآدی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب د
آری.

 

 

من همیشه برآی تو اینجآ هستم و دلم برآی تو تنگ است. 

هر وقت که احتیاج به درد دل دآشتی روی من حس
آب کن.

 

 

من هنوز در چشمآنت گم شده هستم

تو در تمآم ضربان های قلبم حضور دآری. . .




منبع: ❀ آشنآی دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

 

 

♥آرشیــو مطــآلب مدیــر پآتــوق.تک پر♥



تاريخ : یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ | 23:10 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |



تاريخ : جمعه ۲۹ آبان۱۳۹۴ | 19:48 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

"عباس"
آب را تکان داد...
تا بعد نگویند کوفیان؛
"حسین را کشتیم و آب از آب تکان نخورد!"


برچسب‌ها: عباس , آب

تاريخ : سه شنبه ۲۸ مهر۱۳۹۴ | 15:59 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

دلم یک بازی تازه می خواهد . . ،
یک بازی شاید عاشقانه . . !
نه برد و نه باخت . . ،
که دلم تنها به یک لبخند مساوی ،
قانع است . . !


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه ۳۱ شهریور۱۳۹۴ | 23:4 | نویسنده : ♥:::{شهیده}:::♥ |

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند 
 

عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند 
 

دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند 
 

بخند خدا با توست



تاريخ : پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ | 12:59 | نویسنده : ♥:::{یه دوست}:::♥ |

دوستی من شبیه باران نیست که گاهی می آید و گاهی نمی آید  

 

دوستی من شبیه هواست،خیلی وقتها ساکت،اما همیشه در کنار توست 

 

 

♥آرشیــو مطــآلب مدیــر پآتــوق.سهند♥


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، عارفانه

تاريخ : پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ | 9:35 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |

هستند در زندگیتان؛ نمی گویم خوبند یا بد ...

چگالى وجودشان بالاست ...

افکار

حرف زدن

رفتار

محبت داشتنشان

و هر جزئى از وجودشان امضادار است

یادت نمی رود هستن هایشان را.

بس که حضورشان پررنگ است.

رد پا حک می کنند اینها روى دل و جانت.

بس که بلدند باشند ...

این آدم ها را باید قدر بدانى ...

وگرنه دنیا پر است 

از آن دیگرهاى بى امضایى که شیب منحنى حضورشان همیشه ثابت است ...

بعضى آدم ها ترجمه شده اند

بعضى از آدم ها فتوکپى آدم هاى دیگرند

بعضى از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند

بعضى از آدم ها فقط جدول و سرگرمى دارند

بعضى از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنى آنها را بفهمیم

و بعضى از آدم ها را باید نخوانده کنار گذاشت

از روى بعضى آدم ها باید مشق نوشت و از روى بعضى جریمه ...

 



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:52 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است

وگرنه چشمانم را می بستم

و به آوازی گوش میدادم

که در آن دلی می خواند

من تو را

او را

کسی را دوست می دارم !

حسین پناهی‬



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:51 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |

ایستاده ام….
تنها….
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا ….
انگشت هایم را می شمارم
یک.
دو..
سه…
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو ….
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربانی ات را ثابت کنی
ولی….
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی…
ومن ….
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس….
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش…
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم.…
مطمئن باش!

 

 

خودت را
به هیچ زبانی
برای کسی
ترجمه نکن
آنکس که دوستت دارد
باید همه آنچه که هستی را
از لا به لای حرف های نگفته ات
از عمق نگاه ساده ات از
حسادت دستهای مهربانت
بفهمد
آدمها رااز روی عکس هایشان نشناسید…
آدمها ازبی حوصلگی هایشان…
ازخستگی هایشان…
ازدلتنگی هایشان …
ازغصه هایشان…
عکس نمی گیرند! 

 



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:50 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |
 

(salaam)  (salaam)  (salaam)  (salaam)  (salaam)



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:49 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |


 

 

 

شاید باور نکنید

 

اما آدم هایی پیدا می شوند

 

که بی هیچ غــمی

 

یا اضطــرابی

 

زنــدگی می کنند.

 

خوب می پوشند

 

خوب می خورند

 

خوب می خوابند

 

از زنـدگی خانـوادگی لذت می برند …

 

گاهی غمگین می شوند

 

ولی

 

خم به ابرو نمی آورند

 

و غالبا حالشان خــوب است …

 

و موقع مُردن

 

آسان می میرند

 

معمولا در خــواب

 

لب چشمه …

 

اینها آدمهایی هستند که

 

توقع چندانی از زندگی ندارند

 

و زندگی را تنها یک سفر می دانند

 


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:48 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:47 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |

افسران - فروشی ....



تاريخ : چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۴ | 20:46 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |
         مطالب قدیمی تر >>