وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا
لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کسی که همیشه سعی میکنه
بقیه رو شآد کنه...
بیشتر از همه تنهآست...!!!
اون رو تنهآ نذآرید!
چون هیچوقت به شمآ نمیگه که بهتون نیآز دآره...
(خیلی وقتهآ , خیلی زود دیر میشه)
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
تنها نشانش از شوخی لبخندی بود که بر لب داشت.
حرفایش مثل اهرمی دل را فشار می داد
دردم آمد
صدای خرد شدن دلم را می شنیدم ...
تنها اثر ناراحتی در چهره ام لبخند نداشته ام در برابر آن، به خیال خودش شوخی بود ...
چند دقیقه ای گذشت و دلم آرام نشد ...
او که ناراحتی عمیقم را در چهره م خواند ،در جواب دل شکسته م گفت : ناراحت شدید؟ شوخی کردم
برچسبها: شوخی
نگارا بي تو چشمم چشمهسار است
همه رويم به خون دل نگار است
منم چون ماهيي بر تابه آخر
نميآيي بدين گرمابه آخر؟
سه ره دارد جهان عشق اکنون
يکي آتش يکي اشک و يکي خون
به آتش خواستم جانم که سوزد
چو جاي تست نتوانم که سوزد
به اشکم پاي جانان مي بشويم
بخونم دست از جان مي بشويم
بخوردي خون جان من تمامي
که نوشت باد، اي يار گرامي
ﺧــٌــﺪﺍﯾــــــﺍ !
ﺁﻏﻮﺷـَــﺕ ﺭﺍ ﺍِﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪَﻫـــــﯽ ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ !
ﭼﯿــــﺰﯼ ﻧـَــﺪﺍﺭﻡ ..
ﺍﻣـــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻔﺘﻦ ِ ﺣﺮﻓﻬـــــﺎﯼ ﺗﻮ ؛
ﮔﻮﺵ ﺑﺴﯿــــــﺎﺭ . . .
ﻣﯽ ﺷـَــﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻐـــﺾ ﻛﻨــَــﻡ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷــَــﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﮕــــﻮﻧــﻩ ﺑﻐﺾ ﻛﻨــــﯽ . . . ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣـَــﻥ ﺑﮕﻮﯾـــَــﻡ " ﺧـﺪﺍﯾـــــﺎ "
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻟـــﻡ . . . !
ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺑﯿـــﺎﯾﯽ ؟
ﺗﻤﻨــــﺎ ﻣﯿﻜﻨـــَـﻢ
برچسبها: خدایا , مناجات

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ...
من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن،
شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت
وقتی انگشتان تو در گیسوانت می دود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت ...
اینکه چیزی نیست،گاهی دل حسادت کرده به
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می کنم حتی به قلب دشمنت
کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه
پلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت.
برچسبها: شعر , حسادت , عشق
می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها


دلم یک بازی تازه می خواهد . . ،
یک بازی شاید عاشقانه . . !
نه برد و نه باخت . . ،
که دلم تنها به یک لبخند مساوی ،
قانع است . . !
برچسبها: عاشقانه
ذهن ما باغچه است،گل در آن باید کاشت
و نکاری گل من، علف هرز در آن می روید.
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است!
گل بکاریم بیا تا مجال علف هرز فراهم نشود.
بی گل آرایی ذهن
نـازنـیـن،نــازنـیـن،
هرگز آدم، آدم نشود... !
"مجتبی کاشانی"

