با حالت افسرده نشستم زانوهام و جمع کردم تو بغلم...میگم مامان...من که
انقدر بدردنخور نبودم...من که انقدر حال بهم زن و دوست نداشتنی
نبودم....مامانه بغلم کرده میگه : آخی...نازی...دِ نـَـه دِ بودی تازه
فهمیدی .فك فاميل داريم؟؟؟


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۱ | 10:57 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |