شب ها به پهلو میخوابم، و پاهایم را در شکم جمع میکنم....

 

جنین گونه.....

 

به این امید که فردا متولد میشوم....

 

ولی در عجبم، که سالهاست بستر مرا آبستن است،

 

و من گستاخانه، نه سقط میشوم، نه متولد....

 


موضوعات مرتبط: دلتنگی ، عکس ، عارفانه

تاريخ : چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ | 12:51 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |