رخ نمآ بهر نگآهم كه مرآ طآقت تنهآیی نیست

دل سپآر بر دل عصیآن كه مرآ طآقت رسوآیی نیست

كنج میخآنه شب و روزم شده نآم تو بآز

كن صدآیم كه در این میکده چو من شیدآیی نیست

تآر و پود دلم اینك شده غرق نیآز تو دوست

دست من گیر تو امروز كه دگر فردآیی نیست

یآد تو در دل من چو خون جآری گشت

همه اشكآل فلك دیدم و چون تو مرآ مآهی نیست

رخ نمآ بهر نگآهم كه اینك محتآج نگهم

سجده بر نآم تو دآرم و دگر مرآ امآیی نیست

هر زمآن نآم تو خوآندم دلم آرآم گرفت

گرمتر از خآنه پر مهر تو مرآ جآیی نیست

دل مآ خآنه عشق است تو بیآ به مهمآنی مآ

بآده ومی مهیآست ولی سآقی نیست

بیآ تآ بآده بنوشیم و نشینیم بر مرکب عشق

سآقیآ چو امشب گذرد دگر عمری بآقی نیست

♥ارسـآل کآمنــت خصــوصی بــرآی مدیــر پآتــوق♥

♥آرشیــو مطــآلب مدیــر پآتــوق.سهنــد♥


موضوعات مرتبط: دلتنگی

تاريخ : شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱ | 21:12 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |