گریه نکن بابا حسین !

این گدازه هایی که از چشمانت سرازیرند ، دارند جانم را به آتش می کشند

تو را به جان مادرت اشک نریز بابای قشنگم ...

برای من گریه می کنی ؟

من که سرمست و آرام در آغوشت خوابیده ام

ببین دارم می خندم !ببین هیچ دست و پا هم نزدم !

ببین دیگر گریه نمی کنم !من که آب نمی خواستم

عطشِ جان دادن برای تو داشت مرا می کشت

من به آرزویم رسیدم..پس تو هم بخند بابایی ... بخند !

هزار تیر سه شعبه ی دیگر هم به جان می خرم

که تو بخندی ...بابایی ... !

مادرم رباب را دریاب !

آرزوها برایم داشت ...

header.jpg


مادر که باشی ، می فهمی اضطراب ِ دل ِ رباب را .



به دل ِ مضطرب ِ رباب ، اجـِبنا ...


%D8%B9%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D


چه کوتاه است فاصله میان


 بالا رفتن دست علی (ع) و بالا رفتن سر حسین (ع) ....


 فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ...


56.jpg

گوشــواره رقـیــه هـم غـنــیــمـت شــد

ای کـه داری هـدیه بَهر دخـتر خـود میـ بَری ...



چـند تار گیسـویمـ در گوشـوارهـ مـانـده اسـتــــ !

ghebtiyeh-10539_464079377018242_21014967


یــآ رقـیــ ه (س) تو ببخشا که اگر


صورت من نیلی نیست ،پلک سالم دارم


بازو و پهلوی من بی درد است


لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود


گالری عکس محرم


کاش …

وقتی خدا در حشر بگوید : چه داشتی؟

سر برکند حسین … بگوید : حساب شد …


التماس دعا




تاريخ : جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ | 13:10 | نویسنده : ♥:::{حدیث}:::♥ |