یکی از دوستام عاشق یه دختره بود...


خیلی همو دوست داشتن...


 چند روز پيش دختره رفت با یکی دیگه ازدواج کرد...


 امروز دوستم اومده بود پیشم سرشو گذاشته بود


رو زانوهام گریه میکرد 


و میگفت:


عشق و عاشقی همش دروغه!


ديگه نميخوام عاشق باشم...


ديگه نميخوام كسي رو دوس داشته باشم...


دیگه میخوام مثل تو باشم...


 عاشق نشم...


وابسته نشم...


پست باشم...


آشغال باشم...


عوضی باشم...


مثل لاشخورا زندگی کنم! 


مونده بودم دلداریش بدم یا بزنم لهش کنم...

.

.

.

چيكارش كنم آخه؟؟؟ 

:/



تاريخ : یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ | 15:2 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |