وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا
لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کسی که همیشه سعی میکنه
بقیه رو شآد کنه...
بیشتر از همه تنهآست...!!!
اون رو تنهآ نذآرید!
چون هیچوقت به شمآ نمیگه که بهتون نیآز دآره...
(خیلی وقتهآ , خیلی زود دیر میشه)
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀

دکتر می گوید دهانت را باز کن ؛ می گوید این طوری نه ، گنده باز کن ! باید دندان عقلت را بکشی ...
به
این فکر می کنم که تو ، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید
؛ پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ
کرده بودی !
دندانم مقاومت می کند ، لثه ام هم . نمی خواهند از هم جدا شوند ، بعد این همه سال ریشه دواندن و همسایه بازی ...
اشکم
می ریزد از گوشه چشمم و دکتر می پرسد خوبی ؟ با سر اشاره می کنم که یعنی
آره ، می گوید : نباید درد داشته باشه با اون همه آمپول بی حسی ...
دهمین
گاز استریلی است که چپانده ام توی دهنم ، خونش بند بیا نیست ، دست هایم
شده اند یک تکه یخ ، سرم داغ است ، گیج می رود و درد می کند ، دهانم طعم
خون می دهد ، حرف نمی توانم بزنم ، می خواهم صد سال سیاه جای بقیه باز نشود
!
گریه می کنم ؛ همکارم می گوید درد می کنه مگه ؟ سرم را تکان می دهم
ولی دلم می خواهد بگویم "هنوز هم آره" ولی آدم با حرکت سرش فقط می تواند
بگوید آره و نه بیشتر ...
دکتر می گوید که یخ بگذار روش ، میبنده خون رو
... نه دکتر ، فایده ندارد ، من سال ها قبل امتحان کرده ام ، یخ هم جواب
نمی دهد ... طول می کشد ... زمان می برد ...
همکارم می گوید : لابد تو
بدزخمی ، من کشیدم دو ساعت بعدش تمام شد ، بسته شد ، تو دو روز و نیم است
که کشیدی ، هنوز مثل ساعت اولش خون می آید ؛ چه خوب که همکارم از تکان دادن
سر فقط می گیرد که یعنی آره ...
دکتر می گوید دهانت را باز کن ، باز می
کنم ؛ می گوید این طوری نه ، گنده باز کن ! می گوید : ببین ، هم زخمش بسته
شده ، هم اینکه چه تر و تمیز جای بقیه باز شده ...
"جای خالی اش هنوز درد می کند" ولی دکتر نمی داند !!!