وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا
لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کسی که همیشه سعی میکنه
بقیه رو شآد کنه...
بیشتر از همه تنهآست...!!!
اون رو تنهآ نذآرید!
چون هیچوقت به شمآ نمیگه که بهتون نیآز دآره...
(خیلی وقتهآ , خیلی زود دیر میشه)
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
با تو هستم ای قلم. . .
با تو ای همراه و ای همزاد من. . .
سرنوشت هر دومان ؛ حیران بازیهای زشت سرنوشت
شعرهایم را نوشتی دست خوش!
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟
می توانی تو بیا ؛ سر این قصه بگیر و بنویس
ای قلم ؛ ای کاغذ ؛ اینهمه مورد خوب!!!
راستش ؛ می دانی طاقت کاغذ من ؛ طاق شده. . .
پیکر نازک تنها قلمم؛زیر آوار غم و درد ببین خرد شده!
می توانی تو بیا ؛ سر این قصه بگیر و بنویس
می توانی ؛ تو از این وحشی طوفان بنویس!
من دگر خسته شدم!
راست گفتند می شود زیبا دید ؛ می شود آبی ماند!
اما...تو بگو؛گل پرپر شده را زیبائیست؟رنگ مرگ آبیست؟
می توانی تو بیا ؛ این قلم ؛ این کاغذ
بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس
بنویس از کمر بید شکسته ؛ و یک پنجره ساکت و بسته!
از من! " آنکه اینگونه به امید سبب ساز نشسته "
هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش. . .
صحنه پیچش یک پیچک زشت؛دور دیوار صدا ! حمله خفاشان !
جراتش داری که ببینی قلمت می شکند!؟
کاغذت می سوزد!؟
من دگر خسته شدم!
می توانی تو بیا؛این قلم؛این کاغذ؛اینهمه مورد خوب!
من دگر خسته شدم از این تب و تاب!
می توانی ؛ تو بیا بنویس. . .