از چی بگم برات؟ / انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟

 جز یه کاغذ سفید پاره؟ /خب آره رفیق تقلب توشه ولی باخودکار سفید !

... تو هم مثل منی کم درد نداری/ درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری .

 من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره/ ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره

*****************************

از چي بگــــم برات ؟ شايد قصه دوس داري / قصهء امتحان تو دانشــگاهِ روستايي

اگه قصه تلخه ، مثه چايي تو استکانِ / بد ترين جاي دنيا ، سالنِ امتحانِ

که نشستند مثه بُــز و هي ميگن کاشکي / يه مراقبِ خوب جاي اين لجن داشتيم

رضا برگـشــت ، از بغلي جوابُ گرفت / يهو مراقب پريد روش تقلبو گرفت

اون مراقـبِ بد ، با داد و فرياد گفــت / زود برو بيرون ، ولـي دَرَم قفل بود …


*****************************

بدبخــــت شدم ، تقلبُ گرفت ازم ايـــــزَد / اي کاش جاي گرفتنش، يکم منو ميزد

اون دانشجو مُـــرد ، در راه کلاسـي که / مراقبـش دل نداره ، مثـه پلاسـتيکه

اصَـن سيـنگل ميخواد، دفتـرو کتابُ ببـنده / ديگه درس نميخونه، ميگه مدرک کيـلو چنده

از چي بگـــــــــم؟ استادي که خيلي خوشگله / يا جوابِ ســؤالي که خيلي مشکله؟

يا اون مراقـب که تقـلـبُ هي کِــــــش بده / دلم ميخواد با خوار مادرش وفقش بده

هي گفت جاتُ عــوض کنُ من حوصله کــردم / تـــو سالن امتحانات يه مُدلِ برده ام

يـهـو ديـدي برگـهء امتــحانُ ذره ذره کــردمُ / کارِ خودمــو خودشــو يه سَــــره کردم


موضوعات مرتبط: طنز ، عکس

تاريخ : شنبه ۹ دی ۱۳۹۱ | 17:5 | نویسنده : ♥:::{سوگند}:::♥ |