نه من دل به تو می دهم و نه تو دل به من

نه من عاشق تو می شوم نه تو عاشق من...

نه تو می گویی دلخوشی ات منم نه من به تو می گویم...

از هم فاصله می گیریم و رفتن را بهانه می کنیم

به جای خیره شدن به هم،آسمان و دریا را نظاره می کنیم...

از هم دور می شویم و خودمان را عادت می دهیم

شب که می شود بی آنکه بدانیم،هوس باهم بودن را می کنیم...

اما هر دو یک چیز را خوب می دانیم که همدیگر را دوست داریم

دنیایمان به هم تعلق دارد

از اینکه به خاطر حادثه ای اشک در چشمان یکی از ما بنشیند از غصه می میریم

پس تکلیف من و تو چیست؟؟؟

این همه دلتنگی برای کیست؟؟؟

وقتی از عشق گریزانیم،این ادعا که با همیم عاشقی نیست

بیا این بار که همدیگر را دیدیم

برای یکبار روبروی هم بنشینیم

توبگو زندگی...من می نویسم زندگیم تویی

تو بگو عشق...من فریاد می زنم عشقم تویی...

من می گویم تنها...تو بگو تنهایی بی من

من می نویسم دلتنگ...تو بگو همیشه دلتنگی بی من

دنیا که به آخر نمی رسد!!

اینگونه خیره در نگاه عاشقانه هم

دریک کلمه،اعتراف احساسمان را ببینیم


♥آرشیو مطآلب نازنین♥


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، دلتنگی
برچسب‌ها: عاشقانه , دلتنگی

تاريخ : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۱ | 15:14 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |