تلخ تر از زهر مار، اینجا بودن بدون توست


نبودنت زمان را "ثابت" می کند


لعنت به این عقربه ها


آنقدر نمی گذرد که گویا فردایی در راه نیست


چه سخت، چه تلخ...

 

گفتم : مجنونم

گفتی: باش
گفتم : مجنون توام ليلي

گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟

گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟

گفتي : چه زيباست!
گفتم : تا به کي؟

گفتي : تا به آن وقت که چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت اي پروانه من...

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، دلتنگی ، عکس ، عارفانه ، فلسفی

تاريخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۱ | 20:29 | نویسنده : ♥:::[مدیر پآتوق.تک پر]:::♥ |