وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا
لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کسی که همیشه سعی میکنه
بقیه رو شآد کنه...
بیشتر از همه تنهآست...!!!
اون رو تنهآ نذآرید!
چون هیچوقت به شمآ نمیگه که بهتون نیآز دآره...
(خیلی وقتهآ , خیلی زود دیر میشه)
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید٬تو منو بغل میکنی که نترسم٬که سرد نشم٬که نلرزم٬
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار٬پاهاتم دراز کردی٬منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم.
با پاهات محکم منو گرفتی٬دوتا دستتو دورم حلقه کردی٬
بهت میگم چشماتو میبندی؟!میگی آره بعد چشماتو میبندی٬
بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟!میگی آره بعد شروع میکنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن
یه عالم قصه بلنده طولانی که هیچ وقت تموم نمیشن........
میدونی؟؟؟؟؟.......
میخوام رگ بزنم...رگ خودمو....مچ دست چپمو....یک حرکت سریع....یک ضربه عمیق
بلدی که؟؟!!....
ولی تو که نمیدونی میخوام رگمو بزنم....
توچشماتو بستی.....
نمیدونی من تیغ رو از جیبم در میارم....
نمیبینی که سریع میبرم.....
نمیبینی خون فواره میزنه رو سنگهای سفید.....
نمیبینی که دستم میسوزه٬لبمو گاز میگیرم که نگم آااااخ٬که چشماتو باز نکنی و منو ببینی...
تو داری قصه میگی...........
من شلوارک پامه٬دستمو میذارم رو زانوم و....خون میاد از دستم میریزه رو زانوم و.....
از زانوم میریزه رو سنگا......
قشنگه مسیر حرکتش.....
حیف که چشات بسته است و نمیتونی ببینی....
تو بغلم کردی٬میبینی که سرد شدم......
محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم....
میبینی نامنظم نفس میکشم.....
تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت...
میبینی هرچی محکم تر بغلم میکنی سرد تر میشم.....
میبینی دیگه نفس نمیکشم.....
چشماتو باز میکنی و میبینی من مردم.....!!
میدونی!!
من میترسم خودمو بکشم از سرد شدن....
از تنهایی مردن....
از خون دیدن....
وقتی تو بغلم کردی دیگه نترسیدم....
مردن خوبه آرومه آروم....
گریه نکن دیگه....من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیااااا
بعدش تو همونجوری وسط گریه هات بخندی....
گریه نکن دیگه خب دلم میشکنه.....
دل روح نازکه......نشکونش دیگه؟؟؟؟
موضوعات مرتبط: عاشقانه