وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا
لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
کسی که همیشه سعی میکنه
بقیه رو شآد کنه...
بیشتر از همه تنهآست...!!!
اون رو تنهآ نذآرید!
چون هیچوقت به شمآ نمیگه که بهتون نیآز دآره...
(خیلی وقتهآ , خیلی زود دیر میشه)
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀
پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود. . .اومدیم زیارتت کنیم
!دختر:تو باز گفتی ضعیفه؟؟؟
پسر:خب. . .منزل بگم چطوره؟؟
دختر:واااای. . .از دست تو!!
پسر:باشه. . .باشه. . .ویکتوریا خوبه؟
دختر:اه. . .اصلا باهات قهرم
!!پسر:باشه بابا. . .تو عزیز منی خوب شد؟. . .آشتی؟
دختر:آشتی. . .راستی گفتی دلت چی شده؟؟
پسر:دلم!؟. . .آها از دیشب تا حالا یکم پیچ میده
!!دختر:واقعا که
!پسر:خب چیه. . .نمیگم . . . مریضم اصلا. . .خوبه؟
دختر:لوووووس
!!پسر:ای بابا. . .ضعیفه. . .اگه اینبار قهر کنی نازکش نداری ها
!!دختر:بازم گفت این کلمه رو
. . .!!پسر:خب تقصیر خودته. . .میدونی اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم. . .هی نقطه ضعف میدی دستم
.دختر:من از دست تو چیکار کنم؟؟
پسر:شکر خدا. . .!دلم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم . . .لیلی قرن 21من
دختر:چه دل قشنگی داری تو . . .چقد به سادگی دلت حسودیم میشه
. . .پسر:صفای وجودت خانوم
.دختر:میدونی. . .دلم تنگه. . .برای اون همه پیاده روی هامون. . .برای سرک
کشیدن تو مغازه کتاب فروشی و ورق زدن کتابها. . .برای بوی کاغذ. . .برای
شونه به شونه باهات راه رفتنو دیدن نگاه حسرت بار بقیه. . .آخه هیچ زنی مردی
مثل من نداره
.پسر:میدونم. . .میدونم. . .منم دلم تنگه. . .برای دیدن آسمون تو چشمافی تو،برای
بستنیهای شاتوپی که با هم میخوردیم. . .برای خونه ای که توی خیال ساخته
بودیم و من مردش بودم
. . .دختر:یادته همیشه به من میگفتی خاتون؟؟؟
پسر:آره یادمه. . .آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری مینداختی
!!دختر:ولی من که بور بودم
. . .پسر:باشه. . .فرقی نمیکنه
.دختر:آخ چه روزهایی بود. . .دلم برای دستای مردونت که تو دستام گره میخورد تنگ
شده. . .مجنون من
.پسر
:. . .دختر:چت شد؟چرا چیزی نمیگی؟
پسر
:. . .دختر:نگاه کن ببینم. . .!منو نگاه کن
.پسر
:...دختر:الهی من بمیرم . . .چرا چشمات نمناک شده. . .الهی من فدات بشم
. . .پسر:خدا. . .(هق هق گریه
)دختر:چرا گریه میکنی؟؟؟
پسر:چرا نکنم؟؟. . .ها؟؟
دختر:من دوست ندارم مرد من گریه کنه. . .جلوی این همه آدم. . .بخند دیگه. ...بخند. . .زودباش بخند
. . .پسر:وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم. . .کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم؟؟
دختر:اگه گریه کنی منم گریه میکنما
. . .پسر:باشه . . .باشه . . .تسلیم . . .ولی نمیتونم بخندما
. . .دختر:آفرین.حالا بگو کادو ولنتاین برام چی خریدی؟؟
پسر:تو که میدونی. . .من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ولی امسال برات کادوی
خوبی آوردم
.دختر:چی؟ . . .زودباش بگو . . .آب از لب و لوچه ام آویزون شد
. . .پسر
:. . .دختر:باز دوباره ساکت شدی. . !؟؟؟
پسر:برات کادوووو. . .(هق هق گریه).یک دسته گل گلایل
!!یک شیشه گلاب
!یک بغض طولانی آوردم
!!تک عروس گورستان
!!پنج شنبه ها دیگه خیابونها بدون تو صفایی نداره
!!اینجا کنار خانه ی ابدییت مینشینم و فاتحه میخونم
.نه. . .اشک و فاتحه
نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه
. . .نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه. . .خاطرات نه چندان دور
. . .امان. . .خاتون من تو خیلی وقته که
. . .آرام بخواب بانوی کوچ کرده من
. . .دیگه نگران قرصهای نخوردم. . .لباسهای اتو نکشیده ام. . .صورت پف کرده ام از
بیخوابیم نباش
. . .!نگران خیره شدن مردم به اشکهای من نباش
. . .بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم
. . .!* * *
اما . . .تو آرام بخواب
. . .موضوعات مرتبط: عاشقانه ، دلتنگی